ریحانه جونریحانه جون، تا این لحظه: 6 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره
حلما جونحلما جون، تا این لحظه: 2 سال و 3 ماه سن داره

دختران بابایی

دخترایی دارم شاه نداره.....

جشن شکوفه ها

سلام بر ریحانه جون و حلما جون و دوستان مجازی. پنج شنبه 1401/06/31 برا ریحانه جون و همکلاسی هاش جشن شکوفه ها برگزار شد و ما بهمراه حلما جون رفتیم مدرسه و در جشن ریحانه جون شرکت کردیم. اونجا با معلمت(خانم تنها) و کلاست آشنا شدی و فعلا یه دوست پیدا کردی. مدرسه یه عروسک و یه گل بهت هدیه داد و منم یه جاروبرقی اسباب بازی که خیلی دوستش داشتی برات هدیه گرفتم. کتاباتو دیروز گرفتی و لوازم التحریر و قمقمه و... برات گرفتم همه چیزات نو و شیک بود تو جشن عالی بودی و بهت خوش گذشت الان هم خیلی شوق و علاقه داری زودتر بری مدرسه. به امید موفقیتت در تمام مراحل زندگیت. حلما جون هم بزرگ شده و مثل خودت خیلی شیرین و بامزه شده. دوستتون دارم/
2 مهر 1401

2 سالگی حلما جون

سلام دیروز 1401/04/11 روز تولد دو سالگی حلما جون بود. داشتن دختری شیرین و دوست داشتنی مثل تو یه موهبته و من چقدر خوش شانسم که چنین دختر فوق العاده ای دارم تولدت مبارک دخترم نازم. دختر قشنگم هر لحظه که تو را نگاه می کنم احساس می کنم این زندگی پر از شادی و لحظات زیباست. عاشقانه دوستت دارم. عمق مهربانی و عشق تو نه تنها در زندگی من بلکه در زندگی هر کسی که ملاقات می‌کنی تاثیر می‌گذارد. تو بسیار مهربان و دلسوز هستی و من بسیار سپاسگزارم که چنین دختر با شکوهی دارم. دختر نازم تو که به دنیا آمدی احساس کردم هدیه‌ای را از خالقت به امانت گرفته‌ام که برای نگهداری‌اش با تمام وجود مسئولم. پس مثل همیشه و ت...
12 تير 1401

روز دختر مبارک

سلام ولادت حضرت معصومه و روز دختر بر دخترای عزیزم و همه دختران ایران زمین مبارک دیشب با ریحانه جون رفتیم مسجد جشن میلاد بود و امروز هم برای دخترای گلم لباس کفشدوزک هدیه گرفتم این لباس انتخاب ریحانه جون بود و خیلی خیلی دوسش داشت حلما جون هم تازه از شیر گرفته شده با اینکه یه ماه تا دو سالگیش مونده ولی چون هوا گرم شده از شیر گرفتیمش. برا ریحانه جونم عکس گرفتیم و قراره همین روزا برا کلاس اول ثبت نامش کنیم. برا تابستون هم براش کلاس نقاشی ثبت نام کردیم. خیلی دوستون دارم دخترای عزیزم، سالم باشین همیشه.
17 خرداد 1401

رمضان 1401

سلام بر عزیزای دلم الان ماه رمضون هست و بعضی شب ها با ریحانه جون میریم مسجد. اونجا دوره قرآن هست و شب اول من قران خوندم ریحانه جون خوشش اومد و گفتم تو هم دوس داری بخونی گفت آره. شب بعدش ریحانه جون با میکروفن سوره توحید رو خوند و همه تشویقش کردن و احسنت گفتن خیلی با اعتماد به نفس و زیبا خوند واقعا لذت بردم و صداش رو ضبط کردم. باعث افتخار بودی دختر نازم. حلما جون هم که ماشالا بزرگ شده و شیرین. عصر که از سرکار بر می گردم تا صدای زنگ رو میشنوه بلند بابا بابا میگه و با ریحانه جون میاد تو پله ها به استقبالم. امیدوارم همیشه شاد و سالم باشین.
21 فروردين 1401

سال 1401 مبارک

سلام بر دختران نازنینم و دوستان وبلاگی امروز 28 اسفند 1400 و فردا سال تحویل است. پیشاپیش سال نو و آغاز قرن جدید بر شما مبارک. متاسفانه اسفند امسال برای دومین دفعه همه مون کرونا گرفتیم ولی خیلی راحت تر از دفعه قبل بود. فقط حلما جون بیشتر اذیت شد و حدود 5 روز بی اشتها بود و غذا نمی خورد ولی خدارو شکر همه مون خوب شد و سال جدید رو به سلامتی آغاز خواهیم کرد الان حلما جون راحت راه میره کلمه هایی مثل بابا، نه، آب بده، ماما، عمه و ... میگه. ریحانه جون هم سال جدید ایشالا میره کلاس اول. ایشالا سال جدید سالی سرشار از سلامتی و خوشبختی باشه بهترین ها رو براتون آرزو میکنم.عاشقتونم خدانگهدارتون دخترای قشنگم
28 اسفند 1400

راه رفتن حلما جون

سلام بر عزیزای دلم دیروز برا اولین بار حلما جون تو سن حدود 15.5 ماهگی شروع به راه رفتن کرد و حدود 5 قدم برداشت و اومد بقل بابایی. آبجی ریحانه هم خیلی تو این کار کمکش کرد و باهاش زیاد تاتا نی نی کرد. دختر نازم آغاز راه رفتنت مبارک. جیش هم اگه مرتب بره دستشویی، تو دستشویی جیش می کنه و گرنه هنوز خودش جیشش رو نمیگه. ایشالا عمر با عزت داشته باشین و همیشه سالم باشین. منم دیروز دوز دوم واکسن کرونا رو زدم ایشالا زودتر این ویروس منحوس نابود بشه.
3 آبان 1400

واکسن کرونا

سلام بر عشقای بابایی و دوستانش، 31 شهریور دز اول واکسن کرونا رو زدم خداروشکر عوارض چندانی نداشت فقط یه ذره جاش درد می کرد که ریحانه جون جاشو نوازش کرد و بوسش کرد فدات بشم دخترم که اینقد مهربانی. الانم ماه مهر شده و تو تهران همچنان مدارس بسته است و بصورت مجازی برگزار میشه ریحانه جون هم از تلویزیون کلاس اول رو نگاه میکنه هرچند اینارو پارسال یادگرفته ولی براش مرور میشه. حلما جون هم این روزا در آستانه راه رفتن هستش و اگه یه انگشتمو بگیره راحت راه میره آبجی ریحانه هم خیلی تو راه افتادن کمکش می کنه و همش داره باهاش تاتا نی نی بازی میکنه. دیروز هم اربعین حسینی بود و با ریحانه جونم رفتیم مسجد. خیلی مسجد رو دوست داری و عاشقش هستی دیروز چند تا مسجد رف...
6 مهر 1400

تولدت مبارک ریحانه جونم

سلام بر دختران مهربانم. بازم  17 مرداد شد و یه جشن دیگه واسه تولد ریحانه جونم. الان که این متن رو می نویسم 5 ساله شدی عزیزم و خواندن رو کامل بلدی و نوشتن هم کم و بیش یاد گرفتی شمارش اعداد و الگوها و... رو خیلی خوب بلدی. دیروز هم جشن تولدت بود و دو تا اسباب بازی و کلی خوراکی برات گرفتم و تو هم خیلی خیلی خوشحال شدی. تولدت مبارک عزیز دلم. حلمل جون هم 4 دست و پا میره و اگه یه دستش رو بگیریم میتونه راه بره. دخترم! این را بدان همیشه و همیشه قشنگترین صدای زندگی من تپش قلب توست و باشکوه ترین روز زندگیم روز تولد توست. پس همیشه برایم بمان و بدان که پدرانه دوستت دارم. دختر دلبند من! تو برای به وجود آوردن لبخند زیبای پروردگار، رضایت و دعای ...
18 مرداد 1400

تولدت مبارک حلما جونم

سلام بر دخترای نازنینم. 11 تیر تولد حلما جون بودش. تولدت مبارک بابایی. الان یک ساله شدی و میتونی بشینی و حتی کنار مبل خودت رو ایستاده نگه می داری چند کلمه کوچولو هم میگی بای بای میکنی دست دست می کنی بوس میفرستی. عاشقتم بابایی ایشالا هر دوتاتون سالم باشین و عمر با عزت داشته باشین. آبجی ریحانه هم خیلی کمکت می کنه که چیزا رو یاد بگیری و زودتر بزرگ بشی. ...
19 تير 1400